آمدي جانا، امّا حالا چرا؟!
كشكول13
اونهايي كه سِني فرا چهل و پنج ساله دارند دههي اول انقلاب را به ياد بياورند و احتمالاً به ياد دارند! در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قبل از اصلاح آن(سال 1368)، نخست وزير مسؤوليت اجرايي كشور را به عهده داشت و رئيس جمهور به عنوان رئيس دولت به جز مسؤوليتهاي تشريفاتي و معرفي نخست وزير به مجلس، مسؤوليت مهم ديگري نداشت واكثر وظايف رئيس جمهور در قانون اساسي فعلي و جاري به عهدهي نخست وزير بود.
بعد از جريان بنيصدر(رئيس جمهور خائن و معزول و فراري) و نيز بعد از شهادت شهيدان رجايي و باهنر(رئيس جمهور و نخست وزير) كه فقط حدود دو ماه مسؤوليت فوق را به عهده داشتند، حضرت آيت ا... خامنهاي(رهبر معظم انقلاب) به رياست جمهوري انتخاب گرديد و اين بزرگوار، آقاي مير حسين موسوي را(كه در دولتهاي شهيدان رجايي و باهنر پست وزير امور خارجه را به عهده داشتند ودر ضمن عضو شوراي مركزي حزب جمهوري و سر دبير روزنامهي جمهوري اسلامي نيز بودند) را به عنوان نخست وزير به مجلس معرفي كرد و مجلس اول هم به ايشان رأي اعتماد داد.
جناب موسوي در دو دورهي رياست جمهوري مقام معظم رهبري و در زمان حيات امام راحل(ره) مسؤوليت نخست وزيري و رئيسُ الوزرا را به عهده داشتند كه البته به جز اندي سال بقيه در دوران دفاع مقدس سپري گرديد در آن دوران خاص عليرغم جنگ تحميلي و تحريمهاي بينالمللي و توطئههاي نفاق داخلي عليه انقلاب و كشور، سايهي حيات امام راحل(ره) بر سر همه به گونهاي بود كه اثرات تخريبي و ناگوار معضلات و منيتهاي دنيا طلبان در برابر عظمتش رنگ ميباخت. لذا جناب مير حسين موسوي علاوه بر حمايتهاي قانوني رئيس جمهور وقت و مجالس اول و دوم و سوم پشتيبانيهاي معنوي بنيانگذار جمهوري اسلامي را نيز همراه داشت به همين جهت نخست وزير در برابر جريان ليبراليستها به ويژه نهضت آزادي و حملات سياسي مرحوم مهدي بازرگان و طرفداران ايشان و نيز بهانه گيريهاي گروهي اندك در روزنامهي رسالت آن روز به مديريت آيت ا... آذري قمي، توانست امور كشور را در بستري قابل قبول هدايت كند.
با رحلت امام خميني(ره) و آغاز رهبري آيت ا... خامنهاي و همزمان تغيير و اصلاح قانون اساسي، در يازدهمين انتخابات سراسري بعد از انقلاب، آيت ا... هاشمي رفسنجاني(كه تقريباً رقيب مطرح در مقابلش نبود) به رياست جمهوري كشور با مسؤوليت گستردهي جديد بدون نخست وزير، برگزيده شد(پنجمين انتخاب رئيس جمهوري) و با شعار سازندگي، امور كشور را به عهده گرفت و دكتر حسن حبيبي را به عنوان معاون اول خود منصوب كرد. از اين تاريخ به بعد مير حسين موسوي با حكم رؤساي جمهور وقت(هاشمي و خاتمي) و به مدت 16 سال به مشاورت رئيس جمهور منصوب گرديد اما عملاً در مُحاق سياسي به سر ميبرد! و در وقايع اتفاقيهي دوران 16 سالهي سازندگي و اصلاحات هيچ اظهار نظري از ايشان شنيده نشد!
در دوران حاكميت كارگزاران سازندگي، سياست اقتصادي كشور تحت عنوان تعديل دچار بحرانهايي شد! قلههاي ثروت در برابر چاههاي فقر ايجاد گرديد! كسب ثروت از هر طريقي جايگزين خدمت رساني گرديد! ايجاد جاذبههاي اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي در شهرهاي بزرگ و ظهور طبقههاي جديد ثروت باعث رشد سريع و بادكنكي آنها گرديد و همانند قبل از انقلاب، سيل مهاجرت از روستا و بخش و شهرهاي كوچك به سمت مركز كشور و مراكز استانها سرازير شد. برخلاف كشور چين كه بعد از پروستريكاي شوروي با حفظ فرهنگ گذشتهي مصرف، به اقتصاد آزادش در جهت توليد و صادرات به بالاترين رشد رسيد، در ايران بعد از جنگ حاكميت تكنوكراتهاي غرب گرا بر دستگاههاي اقتصادي باعث گرديد فرمول و نسخههاي بانك جهاني به منظور دريافت تسهيلات وام از دول اروپايي در كشور پياده شود! كه بدهكاري سنگين ارزي يكي از پيامدهاي آن بود! با ورود نظام اقتصادي غربي و رشد و ولع مصرف به همراه خود فرهنگ و آداب مادي گرايانه(پول، پست و مقام، اختلاس، سوء استفادههاي موقعيتي، مصرف گرايي بدون حساب و كتاب و...) رواج يافت! ارزشهاي ايثار و شهادت و قناعت و ساده زيستي و عدالت خواهي و علم محوري و خدمت رساني به حواشي رانده شد و مورد بيمهري قرار گرفت! در تمام اين مدت جناب ميرحسين موسوي احساس خطر نكردند و اظهار نظري نفرمودند و حتي در انتخابات دورهي ششم رياست جمهور كانديدا نشدند و جناب هاشمي رفسنجاني مجدداً وبدون رقيب قابلي براي دومين بار به رياست جمهوري انتخاب گرديدند. روند فوق با شدت بيشتري ادامه يافت. ظهور روزنامه و مجلات زرد همچون روزنامهي همشهري( كه با بودجه شهرداري تهران و با نرخ پايينتر از روزنامههاي ديگر منتشر شد) رويكرد فرهنگي جديدي با مشي مادي گرايانه(سكولار) را رونق بخشيد!
ابتذال فرهنگي به منظور فشار بر نهادهاي فرهنگي و مذهبي كشور براي تغيير رويهي انقلاب و ارزشي آغاز گرديد! در اين زمان رهبر معظم انقلاب در خصوص هجمهي فرهنگي هشدار دادند اما متأسفانه مسؤولان وقت و خواص به آنها توجهي ننمودند! صفحات روزنامههاي آن زمان را ورق بزنيد، مصاحبهها، تحليلها، گزارشها، تبليغات رنگين آنها را مرور نماييد! تا خيلي چيزها دستگيرتان شود!!!
انتخابات جمهوري هفتم آغاز شد. ارزش گرايان به انتظار نشستند اما ميرحسين موسوي احساس خطر نكرد و وارد صحنه نشد! كارگزاران كه فهميده بودند چه دسته گلهايي به آب دادهاند به كمك تيم چپهاي مخفي شده در نهاد رياست جمهوري(امثال موسوي خوئيني، حجاريان، بهزاد نبوي و...) جريان دوم خرداد را به نفع خاتمي هدايت كردند و به نتيجه رساندند! اكثريت دولت مردان حزب كارگزاران و تيم مورد حمايت آيت ا... هاشمي در منظر جامعه و مردم خود را محافظه كار و طرفدار ناطق نوري و مدافع وضع موجود نشان ميدادند اما در خفا و در اصل براي پيروزي جناب آقاي خاتمي فعاليت ميكردند! لذا قاطبهي مردم كه از روند جاري آن روز كشور به ستوه آمده بودند مجذوب شعار زيباي اصلاحات خاتمي شدند و به اميد اصلاح رويهي گذشته به ايشان اقبال نموده و با رأي بالا جناب خاتمي را انتخاب كردند و در فرداي شروع دولت اصلاحات سمت و سوي نظام اقتصادي گذشته(همان روش تعديل) هيچ تغييري نكرد و درِ اقتصاد، همچنان بر پاشنهي گذشته و تيم اقتصادي كارگزاران با شدت بيشتري چرخيد! فاصلهي دهكهاي اقتصادي بيشتر شد اكثريت مديران و دولت مردان آقاي هاشمي با يك جابجايي و پس و پيش شدن در دولت خاتمي به كار گرفته شدند! علاوه بر قوز اقتصادي، قوز ناموزون فرهنگي و سياسي هم بر پشت انقلاب اضافه گرديد! برخي دولت مردان اصلاحاتي(همچون عطاء ا... مهاجراني) علناً اظهار ميداشتند دوم خرداد پيامش فرهنگي و سياسي بود و مردم خواستار تغييرات اقتصادي و رفع مشكلات فقر و بيكاري و شكاف طبقاتي نبودند! بلكه مردم خواستار توسعه و گسترش آزاديهاي فردي، و سينمايي و مطبوعاتي و رفتاري هستند! در اين دوران، ارزشهاي ديني و انقلابي نه تنها مورد غفلت قرار گرفت بلكه براي نابودي و حذف آنها تلاشهايي صورت گرفت! عوامل نفوذي بيگانگان در برخي دستگاهها نفوذ كردند! وزارت اطلاعات با توطئهي مشكوك قتلهاي زنجيرهاي بدنام جلوه داده شد! ارزشها به سُخريه گرفتند! زيارت عاشورا و فرهنگ عاشورايي خشونت طلبي ناميدند! افكار امام راحل(ره) را به موزه سپردند، وادادگي و خود باختگي را بدانجا رساندند كه اظهار داشتند براي پيشرفت و توسعهي كشور بايد سلطهي جهاني امپرياليزم را قبول و از آن تبعيت كرد! امكانات مالي و بانكي و اقتصادي، جولانگاه مديران پولپرست و شكمپرست و مختلس گرديد! شهرام جزايريها رشد و ظهور يافتند ليبرالها و كمونيستها و ملي نماهاي بيگانه پرست حق شهروندي درجه يك يافتند در مقابل انقلابيون وزجر كشيدگان در انزوا نگه داشته شده حتي در اظهار نظر هم مورد تنگنا قرار گرفتند!!! بودجهي فرهنگي كشور در يَد فيلمسازان و روزنامهنگاران بيگانه پرست و دلدادگان غربي صرف گرديد! بر اثر نشانيهاي غلط، برخي تشكلهاي دانشجويي كه زماني در خط مقدم مبارزه با امپرياليزيستها قرار داشتند به دست افرادي قرار گرفت كه نقش پياده نظام آمريكا و غرب عمل ميكردند و آشوبهايي همچون 23 تير دانشگاه تهران را اجرا كردند! و آش آن چنان شور گرديد كه صداي رئيس جمهور اصلاحات را هم درآورد در نتيجه او را از قطار اصلاحات پياده كردند! مسافرين برلين، ارزشهاي انقلاب اسلامي ايران را در كنفرانس برلين و در كنار سبزهاي نازيست و نژادپرست آلماني به حراج گذاشتند! و... در اين مدت جناب مير حسين موسوي احساس خطر نكردند؟! چرا؟!
باز هم در انتخابات جمهور هشتم همانند جمهورهاي قبل شركت نكردند تا همانند جمهور هفتم اين بار جناب خاتمي بدون رقيبي سرسخت براي دومين بار پيروز ميدان انتخابات باشد و شد. تا اصلاح طلبان همچنان بر اريكهي قدرت بمانند!! روابط خارجي ايران به چنان انفعالي رسيد كه در وقايع جهاني و منطقهي خاورميانه و قفقاز، اتفاقات را پذيرفتند و قبول كردند! در مسألهي ملي هستهاي كوتاه آمدند و تسليم باج خواهي و تهديدات بيگانگان شدند و تعليق را پذيرفتند!
حملهي آمريكا به افغانستان و عراق و دخالت مستقيم غرب و آمريكا در جنبشهاي نمايشي مخملين كشورهاي شمالي كه در آن زمان رخ مينمود همه را پذيرفتند و حتي برخي از اصلاحطلبان پيشنهاد همكاري با آمريكا را دادند!!
و اينها همه به بهانهي دور نگه داشتن ايران از تنشهاي خارجي(تحت عنوان تنش زدايي) انجام ميگرفت اما در پرتوي آن امنيت ادعايي چند درصد مشكلات اقتصادي و بيكاري و معيشتي و اجتماعي و امنيتي مردم حل گرديد؟! سرعت رشد علمي و اقتصادي چقدر بود؟! بالاخره در اين مدت جناب مير حسين موسوي كجا تشريف داشتند؟!
در انتخابات جمهور نهم، چرا جناب موسوي احساس خطر نكردند؟! البته چرا احساس خطر كردند اما در مرحلهي دوم كه بين احمدي نژاد و جناب آيت ا... رفسنجاني رقابت بر قرار گرديد وارد صحنه شده و رسماً از آقاي هاشمي حمايت كردند!! اكنون بيجهت نيست، در دورهي دهم انتخابات جمهور كه جناب مير حسين موسوي احساس خطر كرده و وارد گود شدهاند مورد حمايت معنوي شخص جناب هاشمي رفسنجاني و نيز حمايت همه جانبهي كارگزاران و اصلاح طلبان و جناب خاتمي قرار گرفتهاند!!
لذا بايد از جناب مير حسين موسوي، نخست وزير انقلابي و ارزشي دوران دفاع مقدس كه جلسهي كابينهي خود را با قرائت فرازهايي از نهجالبلاغهي مولا علي(ع) ميآغازيدند، سؤال كرد شما كه در دوران طلايي 16 سالهي حاكميت احزاب كارگزار و مشاركت و مجاهدين انقلاب و ساير احزاب اصلاح طلب، ارزش گرايان انقلابي را تنها گذاشتيد:
آمدي جانا، اما حالا چرا؟!!
انشاءا... در شمارههاي آينده باز هم هيزم تنور انتخابات خواهم بود البته.....!!
